ما هم هستیم
با ضابطه زیر را تابع علامت می گوییم: 
نشان می دهند که نماد آن از واژه انگلیسی sign اقتباس شده است که ریشه اصلی آن، از واژه یونانی signum به معنای علامت است. 
و برد این تابع برابر است با: . 




که این نشان می دهد این تابع فرد است. همچنین نمودار این تابع نسبت به مبدا مختصات متقارن است که دلیل بر فرد بودن تابع است.
تابع علامت
تابعی غیر یک به یک است.
برهان: در توابع چند ضابطه ای شرط اولیه برای یک به یک بودن تابع این است که هر ضابطه یک به یک باشد اما مشاهدی می شود در مورد تابع علامت این شرط برقرار نمی باشد. پس این تابع یک به یک نمی باشد.

فرض کنید f تابعی با دامن
با شد و برای هر
آنگاه
باشد(در اصطلاح دامنه تابع f متقارن باشد). در این صورت: تابع f را زوج می گوییم هرگاه: 


تابعی است نه زوج و نه فرد چرا که دامنه اش برابر است با
که متقارن نمی باشد چون 1- عضو دامنه بوده ولی 1 عضو دامنه نمی باشد و شرط اولیه برای زوج یا فرد بودن تابع برقرار نمی باشد.
تابعی زوج است چرا که اولا وامنه اش مجموعه اعداد حقیقی بوده پس متقارن است و همچنین داریم: 
تابعی فرد است چرا که دامنه اش مجموعه اعداد حقیقی بوده و متقارن است و همچنین: 
هم تابعی نه زوج و نه فرد است زیرا:(البته شرط اولیه یعنی متقارن بودن دامنه برقرار است)
که در هیچ یک از شراط تابع زوج یا فرد صدق نمی کند.تعریف:
فرض می کنیم تابع f:x→y تابعی دو سویی باشد. همچنین فرض می کنیم y عنصر دلخواهی از مجموعه y باشد. چون
f تابعی پوشا، لذا عنصری از X مانند x وجود دارد به طوریکه داریم:
f(x)=y
چون f یک به یک نیز می
باشد، ان x از X به طور منحصر به فردی به وسیله تعیین میشود،
بنابراین می توان آن را y(Y) نشان داد. به ازای هر y از Y تناظر تابعی مانند g: Y→X را تعریف
می کند، که به طور منحصر به فردی به وسیله تابع دو سویی تعییم می شود. تابع g به تابع وارون f موسوم است و
معمولا آن را با نماد
نشان می دهند.
در حالت کلی اگر f(x)=y در این
صورت f-1(y)=x و بر عکس، حال با توجه به تابع وارونم به مثال زیر اشاره می کنیم
f(x)=x+1 و این که این تابع روی اعضای دامنه به این شکل اثر می کند، که یک واحد به آنها اضافه می کند،
می خواهیم ضابطه وارون تابع را بیابیم، بدیهی است که اگر
y=x+1، ضابطه تابع
باشد کافی است x را بر حسب
y بیابیم. یعنی x=y-1 که این ضابطه ضابطه وارون
تابع است، یعنی f(y)-1=y-1 می
باشد. اگر طبق این مثال، f={(1,2) , (2,3) , (3,4)}باشد آنگاه
={(2,1) , (3,2) , (4,3)} باشد. یعنی داریم:
f(1)=2 ,
(2)=1
f(2)=3 ,
(3)=2
f(3)=4 ,
(4)=3
همان طور که ملاحظه میشود دامنه f برابر است با برد f-1 و برد
f برابر است یا دامنه f-1.
تابع f وارون پذیر است،
اگر فقط اگر یک به یک باشد.
اگر بخواهیم نموداری، وضعیت یک تابع وارون پذیر و وارون
آن را بررسی کنیم، اولا چون
f وارون پذیر است پس یک به یک نیز ات و لذا خطی موازی با محور x ها نمی تواند نمودار f را در بیش از یک
نقطه قطعه قطع کند،
از طرفی اگر f(a)=b با توجه به
تعریف وارون تابع واضح است که
(b)=a، پس از آنجایی که
دو نقطه (b,a) , (a,b) نسبت به نیمساز ربع اول و
سوم تقارن دارند به راحتی می توان نتیجه گرفت که نمودارها
,f نسبت به نیمساز
ربع اول و سوم قرینه محوری یکدیگرند.
از آنجا که شرط وارون پذیر یک به یک بودن ات یعنی اگر
تابع به صورت زوج مرتب تعریف شده باشد که
در آن حداقل دریکی از بازه ابتدا و انتهای بازه دو
عنصر یکسان باشند در این صورت چون تابع یک به یک نیست پس وارون پذیر نیز نخواهد بود.
الف) g,f هر دو توابعی دو سویی اند.
ب) تابع وارون f برابر g وارون g برابر f است.

a+b)2=a2+b2+2ab) a-b)2=a2+b2-2ab)
a2+b2=(a+b)2-2ab=(a-b)2+2ab
a-b)(a+b)=a2-b2)دید کلی
مقادیر یک کمیت متغیر غالبا به مقادیر کمیت متغیر دیگری بستگی دارد مثلا: فشار در دیگ بخار نیروگاه به دمای بخار بستگی دارد. آهنگ تخلیه آب از وان حمام ، وقتی در پوش وان را بر میداریم به ارتفاع آب وان بستگی دارد. مساحت دایره به شعاع بستگی دارد. در هر یک از این مثالها مقادیر یک کمیت متغیر مثلy وابسته به مقدار کمیت متغیر دیگری است که میتوانیم آن رxا بنامیم و چون در هر مورد مقدار yتوسط مقدارx کاملا معین میشود میگوئیم yتابعی از xاست.
تعریف
هر تابع از مجموعهای چونD به مجموعهای چون R، قاعدهای است که به هر عنصر D، تک عنصری از Rرا منسوب میکند.
بررسی از روی شکل هندسی 
اگر بخواهیم به طور هندسی نموداری را بررسی میکنیم، آیا نمودار تابع هست یا نیست. به این ترتیب عمل میکنیم که به ازای هر خط موازی محور Yها نمودار مورد نظر حداکثر در یک نقطه با خط رسم شده نقطه تلاقی داشته باشد یا به عبارت دیگر نموداری ، شکل تابع است که به ازایX های یکسان ،Y های متفاوت نداشته باشد. مثلا
تابع را در نظر میگیریم که به ازایX های متفاوت (
) یکY دارد ولی نمودار
به ازایX های یکسان ،Y های متفاوتی دارد، بنابراین نمیتواند تابع باشد.
